معرفی فلاسفه جان ديويي

بوک شهر

1403/1/18

1 بازدید

48957834

جان ديويي

1952- 1859 ¡ آمريكايي

جان ديويي از منظر فلسفي يك پراگماتيست (عمل‌گرا) بود كه موضعي فعال در سياست‌هاي دموكراتيك و تحصيلات مترقي داشت. او بسيار مورد احترام بود و به پرچمدار سنت آزادي‌خواهي آمريكايي تبديل شد.

دیویی در شهر کوچک برلینگتون واقع در ورمانت در شرایطی ساده و معمولی بزرگ شد. او پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه ایالتی، سه سال به عنوان معلم دبیرستان کار کرد. سپس به تحصیل در مقطع دکترای دانشگاه جانز ‌هاپکینز پرداخت و به عنوان استاد فلسفه در دانشگاه میشیگان مشغول به کار شد. در آن‌جا، با یکی از شاگردانش به نام آلیس چیپمن ازدواج کرد و از او صاحب شش فرزند شد.

در سال 1894، به دانشگاه شیکاگو منتقل شد و طرفداری‌اش از فلسفه‌ی هگل را به نفع رویکردی که آن را «ابزارگرایی» می‌نامید، کنار گذاشت. از منظر تجربیِ این رویکرد، اندیشه‌ها ابزارهایی هستند که می‌توان از آنها برای حل مشکلات ناشی از شرایط زندگی استفاده کرد. در این دوران، دیویی مطالب بسیاری در زمینه‌ی روان‌شناسی نوشت و با کتاب‌هایی مانند «مدرسه و جامعه» (۱۸۹۹) و «کودک و برنامه‌ی آموزشی» (۱۹۰۲) شهرتی به عنوان یک نظریه‌پرداز برجسته در زمینه‌ی آموزش و پرورش کسب کرد.

در سال ۱۹۰۴، بر سر مدارسی که خودش به راه‌اندازی آنها کمک کرده بود، با مقامات دانشگاه شیکاگو اختلاف‌نظر پیدا کرد. این امر باعث شد تا به دانشگاه کلمبیا در شهر نیویورک نقل مکان کند و در آن‌جا، تأثیرگذارترین اثر آکادمیک خود یعنی «تجربه و طبیعت» (۱۹۲۵) را بنویسد. علاوه بر آن، به خاطر انتشار مقاله‌هایش در مورد رویدادهای روزمره در مجلات «جمهوری جدید» و «ملت» طیف وسیع‌تری از مخاطبان را در میان مردم عادی پیدا کرد.

او به سفرهای زیادی به دعوت دولت‌های خارجی رفت و با هدف دفاع از آرمان‌های آزادی‌خواهانه، در «اتحادیه‌ی آزادی‌های مدنی آمریکا» مسئولیت قبول کرد.

مشهور است که به دلیل ناتوانی جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها در حل مشکلات ناشی از «رکود بزرگ»، خواستار تشکیل یک حزب سیاسی جدید شد.

پراگماتیست‌های آمریکایی

از منظر فلسفی، دیویی به همراه چارلز سندرز پیرس و ویلیام جیمز، یکی از سه پراگماتیست برجسته‌ی آمریکا در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم محسوب می‌شود. اساس رویکرد این فیلسوفان آن بود که دانش را چنگ زدن به واقعیات تثبیت‌شده‌ی فعلی نمی‌دانستند؛ بلکه به آن به عنوان واکنشی قابل تطبیق با محیط نگاه می‌کردند که بر پایه‌ی نیاز به حل مشکلات شکل می‌گیرد. از نظر پراگماتیست‌ها، حقیقت همیشه امری مشروط بود و اندیشه‌ها، ابزارهایی با کاربرد عملی بودند. به همین دلیل، دغدغه‌ی دیویی نسبت به دنیای بیرون آن بود که نظریاتش را از طریق جستجوی مسیرها و راه‌حل‌های جدید در زمینه‌هایی مانند آموزش و پرورش عملی کند. او دارای یک جهان‌بینی تجربی و برون‌نگر بود که به خوبی با مثبت‌اندیشی پویای حاکم بر کشورش در ابتدای قرن بیستم مطابقت داشت.

Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating

دیدگاه خود را بنویسید